فیلتر سیگار؛ زباله کوچک اما پرخطر

[ad_1]


به گزارش آی سبک، یک کارشناس پسماند اداره کل محیط زیست استان تهران تاکید کرد: فارغ از زیان استعمال سیگار برای سلامت انسان و تاثیر آن بر آلودگی هوا، رها کردن فیلتر این ماده دخانی در طبیعت مشکلاتی جدی برای محیط زیست از جمله خاک، گیاهان و جانوران به وجود می‌آورد.

فاطمه اکبرپور با بیان اینکه فیلتر سیگار از الیافی به نام «استات سلولز» که یک پلیمر غیرقابل تجزیه و سمی ساخته شده است، گفت: رها کردن فیلتر سیگار در آب‌های روان سبب می‌شود که این فیلترها به داخل مخازن سدهایی که آب شرب را تامین می‌کنند وارد شوند و به دلیل عدم تجزیه‌پذیری،مواد خطرناک خود را در آب رها کنند.

این کارشناس مسئول پسماند اداره کل محیط زیست استان تهران با اشاره به اینکه فیلترهای سیگار رها شده در طبیعت به دلیل عدم تجزیه‌پذیری وارد خاک می‌شوند و آلودگی آن را به همراه دارد، تصریح کرد: بین دو تا سه هزار ماده خطرناک اعم از فلزات سنگینی چون کروم، مس و سرب در فیلتر سیگار وجود دارد و با رهاسازی آن در طبیعت توسط پرندگان و حیات وحش مورد استفاده قرار می‌گیرد و در نهایت تنوع زیستی را به خطر می‌اندازد همچنین آبزیان فیلترهای سیگار رها شده در آب‌ها را مصرف می‌کنند. در نتیجه به نوعی این مواد سمی وارد چرخه غذایی انسان می‌شود و می‌تواند سلامت مردم را به خطر بیندازد.

اکبرپور در ادامه اظهار کرد: کاغذ دور فیلتر سیگار از بهترین جنس کاغذ یعنی «ورق‌های شیت» است که برای تولید آن درختان زیادی نابود می‌شود. شرکت‌های تولید کننده دخانیات با این شعار که فیلتر سیگار سبب از بین رفتن مواد خطرناک سیگار می‌شود، سعی در تبلیغ محصولات خود دارند. اگر واقعا چنین مساله‌ای صحت دارد و جلوی این مواد خطرناک را می‌توان گرفت پس دلیل ابتلا به این همه بیماری‌ ناشی از استعمال دخانیات چیست؟

وی با اشاره به تبلیغات استفاده از سیگارهای الکترونیک در جهان گفت: این نوع سیگارها نیز معضلات زیست محیطی خاص خودشان را دارند چون جزو پسماندهای خطرناک طبقه‌بندی می‌شوند که آسیب‌های جدی برای محیط زیست دارد.

اکبرپور در پایان با بیان اینکه فیلترهای سیگار سبب آسیب رساندن به خاک، گیاهان و موجودات خاک‌زی می‌شود، تاکید کرد: تولیدکنندگان دخانیات خود باید مسوولیت مشکلات زیست‌محیطی ناشی از استعمال دخانیات و کنترل آلودگی‌های مربوط به آن را برعهده گیرند.


منبع: ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

دوئل با هوایی که ناجوانمردانه گرم است !

[ad_1]


به گزارش آی سبک، هر فصلی از سال، آداب و ملاحظات خودش را دارد. همان‌طور که برای فصلِ بهار با نظافت و خانه‌تکانی آماده می‌شویم و وقت نزدیک شدن به پاییز و زمستان، پتوها، پالتوها و لباس‌های گرم را از جعبه‌ها و کمدها در می‌آوریم، فصل گرم تابستان هم آداب و ملزومات خاص خودش را دارد. گرمای هوا، تعریقِ زیاد، احتمال آفتاب‌سوختگی و گرمازدگی و… همه دلایلی است برای تغییر سبکِ زندگی. از تغییر دکوراسیون تابستانی خانه بگیرید تا راه‌اندازیِ وسایل سرمایشی و تغییر برنامه غذایی از غذاهای پرادویه و سرخ‌کردنی به خوراکی‌های سرد و سبک مثل آب‌دوغ‌خیار و نوشیدنی‌های خنک. به همه این‌ها اضافه کنید خرید یک سری ملزوماتِ تابستانی برای سپری کردنِ یک تابستانِ راحت ، خنک و خوشبو! پرونده امروز «زندگی سلام»، راهنمای جمع‌و‌جوری است برای راحت‌تر گذراندنِ روزهای داغ و آفتابی و بیشتر لذت بردن از تابستان امسال. یک بسته کاربردی که راهنمایی‌تان می‌کند در موقعیت‌های مختلف: خانه، کوچه و خیابان، محل‌کار و آموزش یا وقت گردش و تفریح، به چه نکاتی توجه کنید. با ما همراه باشیـد.


وقتی در خانه‎ هستیم




برای چیدمانِ خانه، چی‌کار کنیم؟

 بهتر است در فصل‎های گرم، پارچه‌های ضخیم با بافت‎های متراکم مثل پرده، روتختی یا رویه مبل را فراموش کنید؛ چرا که این پارچه‌ها مانع از گردش هوا در خانه می‎شوند و همین مسئله می‎تواند در فصل‎ تابستان آزاردهنده باشد.

 علاوه بر سرویس سیستم سرمایشی خانه، روش دیگر خنک کردن فضا در تابستان، استفاده از سایبان‎ برای پنجره‎هاست. سایبان‎ها با جذب یا بازتاب نور خورشید از ورود آن به خانه به میزان قابل توجهی جلوگیری می‎کنند. نصب سایبان در هر دو سطح خارجی و داخلی پنجره مفید است اما سایبان‎های خارجی به دلیل این که گرما را پیش از برخورد با پنجره دفع می‎کنند، مناسب‎تر و موثرترهستند.

 ترک‌ها و شکاف‎های دیوار هم یکی دیگر از راه‌های ورود گرما به خانه است که برای پیشگیری از اتلاف انرژی باید آن‎ها را پوشاند.

 گیاهان یک عایق طبیعی هستند که علاوه بر کم کردن میزان تابش نور خورشید، به‌طور طبیعی هوا را هم تصفیه و مقداری خنکیِ مطبوع ایجاد می‌کنند. در فصل تابستان، از نگهداری گل و گیاه در خانه غافل نشوید.

 همه می‌دانیم رنگ‌های سرد و گرم می‌توانند به بیننده، احساس سرما یا گرما القا کنند. در فصلِ تابستان تا جایی که امکان دارد، با استفاده از ملافه، کوسن و رومیزی در رنگ‌های سرد، رنگ غالب چیدمان خانه را سرد و خنک کنید.



 چی بخوریم؟

در تابستان باید تا حد امکان از غذاهای سرخ کردنی، پرادویه و گرم (به لحاظ مزاجی) پرهیز کرد. خوراکی‌های سرد و ساده و خنک، بهترین انتخاب این روزها برای ناهار یا به‌خصوص شام هستند. اگر جایزه نوبل آشپزی وجود داشت، مبدع آب‎دوغ خیار شایسته ‏ترین فرد برای دریافتش بود. در این گرمای وحشتناک، ایستادن پای شعله گاز حتی زیر باد کولر هم عذاب‎آور است. آب‎دوغ‎خیارِ دوست‎داشتنی، اما به زحمتِ زیادی نیاز ندارد و در عرض چند دقیقه آماده می‎شود. کافی است ماست و آب و یخ را توی کاسه‎ای بزرگ بریزید و هم بزنید. چند خیار تر و تازه را رنده یا نگینی خرد کنید، مقداری سبزی (ریحان، ترخون، نعناع) اضافه کنید و گردو و کشمش پلویی را هم فراموش نکنید تا هم طبع غذا معتدل‎تر و هم طعمش بهتر شود. ناگفته می‎دانید که این غذای سبک و ساده سرشار از پروتئین و کلسیم است و تشنگی را فرو می‏ نشاند. به‎طور کلی غذاهایی که ترکیبات لبنی دارند، برای روزهای گرم تابستان بسیار مناسب‎اند. بورانی اسفناج یکی دیگر از این غذاهاست. برای تهیه بورانی اسفناج، ابتدا اسفناج‌ها را بخارپز کنید. کمی روغن در تابه بریزید، سیر را تفت دهید و به اسفناج‌های بخارپز شده بیفزایید. ماست را اضافه کنید و این معجون شگفت‎انگیز را چند دقیقه‎ای در یخچال قرار دهید تا خنک و آماده خوردن شود.


 چی بنوشیم؟

تابستان، فصلِ شربت‌ها و نوشیدنی‌های خنک و گواراست. این روزها توی هر یخچالی یک بطری اسانس یا شربتِ آماده‎ پیدا می‏ شود. چند قاشق از نوشیدنی مورد علاقه‎تان را توی یک لیوان آب و یخ می‎ریزید و تمام؛ اما انگار نه انگار، دوباره تشنگی چند دقیقه بعد به سراغتان می‎آید. ولی اگر کمی حوصله داشته‎باشید می‎توانید با درست کردن یک نوشیدنی سالم و درجه یک، تشنگی تان را برطرف کنید. برای درست کردن یکی از بهترین نوشیدنی‏ های تابستان، یعنی شربت سکنجبین‎خیار، لیموترش را پوست بگیرید، فیله‎اش را جدا کنید و همراه با عرق نعناع در مخلوط‎کن بریزید. بعد خیارِ خوب‎شسته شده را (با پوست) به مواد داخل پارچ اضافه و همه را با هم مخلوط کنید. مایه را بعد از آماده شدن توی لیوان بریزید و متناسب با ذائقه‎تان، شربت سکنجبین را اضافه کنید. همچنین می‎توانید خودتان را به یک لیوان فالوده عالی مهمان کنید؛ دانه‌های وسط طالبی را جدا ‌کنید. با قاشق مخصوص بستنی، دایره‎های کوچکی از داخل طالبی درآورید و در ظرف بریزید. باقیمانده میوه را که نمی‎شود به‎صورت توپی شکل داد، با یک قاشق بتراشید و توی ظرف جداگانه‎ای با شکر، گلاب و هل خوب به‎هم بزنید. این مخلوط را روی توپک‎های طالبی بریزید و اجازه بدهید در یخچال حسابی خنک شود. از نوشیدنی‎های دیگری مثل شربت خاکشیر، هندوانه و لیموناد هم غافل نشوید.


 


وقتی در کوچـه و خیابانیم



 


چی بخریم و چی‌کار کنیم؟

 خوشبو باشیم؛ برای داشتن بدنی خوشبو در فصل تابستان که میزانِ تعریق بدن چند برابر است، باید هر روز یا یک روز در میان، دوش گرفت و هر روز لباس‌ها یا حداقل لباس‌زیر را عوض کرد. در کنار این ها، مصرف دئودورانت های ضدعرق که به شکل اسپری های پودری و غیرپودری در دسترس است و رول های ژل و صابونی که به «مام» معروف اند هم، بهترین گزینه برای خوشبو نگه داشتنِ بدن است. اسپری یا مام را بعد از هر استحمام و قبل از هر بار لباس پوشیدن، روی سطحِ بدن استفاده کنید.

 لباس های راحت و روشن بپوشیم؛ طبیعی است که در تابستان باید از پوشیدن لباس های تنگ، چسبان و تیره که گرما را در خود نگه می دارد و مانع تنفس بدن می شود، خودداری کرد و در عوض باید از لباس های نرم و گشاد و راحت، با رنگ های روشن استفاده کرد. الیاف مصنوعی و پلاستیکی مثل ریون باید جای خود را به الیاف طبیعی و خنک مثل نخ و کتان بدهد و رنگ هایی مثل مشکی و سورمه ای، با سفید و شیری عوض شود. اگر از آن دسته آدم ها هستید که اعتقاد دارند شلوار جین، پوششی برای همه فصول است، اشتباه می کنید. جین های چسبان و ضخیمتان را با شلوارهای کتانِ آزاد و راحت عوض کنید تا دچار عفونت های قارچی و عرق سوزی نشوید.


 کِرِم مناسب استفاده کنیم؛ اگر با کفش،  کلاه، دستکش و عینک، می توانیم پوشش مناسبی در برابر آفتاب برای برخی اعضای بدن فراهم کنیم، کرم های ضدآفتاب هم محافظ مناسبی برای مراقبت از پوست صورت در برابر نور خورشید و اشعه های آسیب رسان است. یادتان باشد هر پوستی، به نسبتِ سن،  جنس و میزان خشکی و چربی، به ضدآفتاب خاص خود نیاز دارد و هر ضدآفتابی برای هر پوستی مناسب نیست. معمولا ضدآفتاب ها را براساس میزان SPF دسته بندی می کنند. در شرایط معمولی، ضدآفتاب با SPF 30، مناسب و کافی است.


 عینک آفتابی فراموش نشود؛ یکی از مهم ترین ملزومات تابستانه، عینک آفتابی یا عینک دودی است. یک عینک آفتابی مناسب، عینکی است که به لحاظ سایز و اندازه، مناسب چهره شما باشد و به لحاظ رنگ و میزانِ تیرگیِ شیشه، چشمتان را اذیت نکند. باید دقت کرد که عدسی عینک، به لحاظ جذب اشعه uv یا ماوراءبنفش که اشعه ای مضر برای پوست و چشم است، استاندارد باشد؛ یعنی حداقل تا ۹۸ درصد این اشعه را جذب کند. به چشم داشتنِ عینکی که استاندارد نیست، بسیار مضرتر از عینک نزدن است؛ چرا که عینک آفتابی باعث می شود مردمک چشم باز و گشاد شود و حال اگر UV را جذب نکند، تمام اشعه های مضر به داخل چشم نفوذ می کند.


  کفش مناسب به پا کنیم؛  معمولا صندل و کفش های روباز، اولین انتخاب همه برای فصل تابستان است، اما از آنجا که پوشیدن صندل برای استفاده روزانه و پیاده روی های طولانی، با مشکلاتی مثل کمردرد، درد پاشنه و ساق پا همراه است، شاید بهترین گزینه برای این فصل، چرم طبیعی باشد. کفش های عروسکی سبک و پارچه ای هم انتخاب مناسبی برای خانم هاست. بهتر است در این فصل از کفش های ورزشی و کتانی استفاده نکنید چرا که به پاهای تان اجازه نفس کشیدن نمی دهند.


  کلاه را جدی بگیریم؛ استفاده از کلاه و آفتاب گیر، یک روش خوب برای در امان ماندن از تاثیرات منفی و مضر تابش نور آفتاب بر پوست سر و صورت است. یک کلاه مناسب، کلاهی با رنگ روشن و الیافی طبیعی است که سایه اش، تمام صورت و گردن و گوش ها را بپوشاند. هنگام خرید کلاه دقت کنید که یک لایه نازک عرقگیر و منافذ هوا داشته باشد.

 ناگفته پیداست در فصل تابستان، اگر نیاز شد در کوچه و خیابان باشیم، حتما در کیف یا خودرویمان یک بطری آب‌معدنی داشته باشیم و بنوشیم.


 مهم است در این فصل، از خوردن خوراکی‌های سرخ کردنی مثل فلافل و سمبوسه و فست‌فود، تا حد امکان پرهیز کنیم.


 باتوجه به زود فاسد شدن غذا در این فصل به خاطر گرما، از مراجعه به رستوران‌ها و غذاخوری‌های نامعتبر که ممکن است غذای مانده تحویل مشتری بدهند، خودداری کنیم.

 آبمیوه‌ و بستنی‌فروشی‌ها، می توانند یکی از ایستگاه های همیشگی روزهای تابستانی در کوچه و خیابان برای چند دقیقه توقف و نوشیدن یک یخ در بهشتِ دلچسب باشند. این فرصت را به خودمان هدیه دهیـم.


 


وقتی در محل کار هستیم




 چی‎کار کنیم؟

تغییر چیدمانِ محل کار در فصل تابستان ممکن نیست اما دکوراسیون خودمان را که می‎توانیم تغییر دهیم! یکی از کارهایی که می‎تواند از رسیدن دمای بدن به نقطه جوش جلوگیری کند، پوشیدن صندل و دمپایی در محل کار به‎جای کفش است. اگر هم به‎خاطر گرمای هوا و بوی بد پا نمی‎توانید کفشتان را در محل کار از پا دربیاورید، پیشنهاد ما استفاده از جوراب های ضدبو و ضدباکتریال است. شاید خیلی ها جوراب را پیش پا افتاده ترین لباس یا پوشاکی بدانند که آدمیزاد می پوشد، اما واقعیت چیز دیگری است. جوراب بخشی از پوشش ماست که به اندازه بقیه لباس ها، شخصیت و انضباط ما را نشان می دهد، منتها معمولا یکی از مشکلاتِ اغلبمان در روزهای بلند فصل تابستان، بوی بد جوراب و پاهاست.  غیر از شستن مرتب پاها و شست وشوی هرچند وقت یک بار کفش ها و ریختنِ جوش شیرین در کفش، انتخابِ جوراب مناسب هم از راه های مهم از بین بردن بوی بد پا و جوراب در فصل گرم تابستان است. این روزها می توانید جوراب های خنک،  ضدبو و ضدباکتریال را که به جوراب نانو معروف است، با قیمت های مناسب تهیه کنید.


 چی بخوریم؟

متخصصان تغذیه سفارش می‎کنند که در فصل تابستان، دور غذاهای چرب و گوشتی را خط بکشیم. این غذاها برای هضم، معده را به زحمت می‎اندازند و دمای درونی بدن را بالا می‎برند. به‎علاوه این‎که بعد از خوردن این غذاها حسابی سنگین و کسل می‎شوید، گرمای هوا هم مزید برعلت می‎شود و آن‎وقت همکاران و مراجعانتان باید تا مدت‎ها بداخلاقی و بی‎حوصلگی شما را تحمل کنند. بنابراین سعی کنید با خودتان از خانه غذاهای سبک و سالم ببرید. اگر امکانش وجود ندارد به نان و پنیر و سبزی و مانند این‎ها اکتفا کنید، اگر باز هم امکانش وجود ندارد دستِ کم برای خودتان میوه‎ ببرید. میوه‌هایی مثل گلابی، خیار، انگور، طالبی و هندوانه (این دوتای آخری را می‎توانید قاچ کنید و توی ظرفِ دردار بگذارید) باعث خنک ماندن بدن در فصل گرما می‎شوند. این میوه‌ها سرشار از آنتی اکسیدان‌های ضروری هستند و علاوه برآن، بخش قابل توجهی از آن‎ها را آب تشکیل می‎دهد؛ برای همین مصرفشان باعث می‌شود بدن در مواجهه با گرما، آب کافی داشته‎باشد.


 چی بنوشیم؟

تنها نوشیدنی موجود در اداره ها و سازمان‎ها معمولا چای است و از آن‎جا که تحمل چای داغ در این روزها خیلی ممکن نیست، بعضی از کارمندها بی‌خیال نوشیدنش می‌شوند. این درحالی‏ است که بدن ما در تابستان به‎دلیل از دست دادن آب، بیشتر از هر زمانی به مایعات نیاز دارد. بنابراین اگر دلتان نمی‎خواهد گرمازدگی و تبعاتِ کم‎آب شدن بدن را تجربه کنید هر شب قبل از خواب یک نوشیدنی سالم برای صبح فردا آماده کنید و در یخچال بگذارید. یک قمقمه برای خودتان بخرید، با شربت خانگیِ موردعلاقه‏‎تان پرش کنید و با تأثیر معجزه‎آسایش تمام روز سرِ حال باشید. آب طعم‎دار هم گزینه خیلی خوبی است که می‎تواند جایگزین نوشابه و آبمیوه‎های مصنوعی باشد. برای درست کردن آب طعم‎دار، می‎توانید از ترکیب‎های (هندوانه و نعناع)، (خیار، سیب، هلو، انگور)، (سیب و دارچین) و (کیوی، لیمو و خیار) استفاده کنید که امتحانشان را پس داده‎اند. میوه‎ها را به قطعات کوچک تقسیم کنید. ترکیبی از چند میوه مورد علاقه‎تان را با مقداری گیاه مثل برگ نعناع یا ریحان به اضافه آب خنک در لیوان بریزید و میل کنید.


 


وقتِ تفریـح و گردش




کجـا بریم؟ چی ببریم؟

 مجهز به استخر برویم؛ تابستان، فصل مناسبی برای ورزش های آبی است. ضمن این که در این فصل سفر به مناطق ساحلی هم رونق فراوانی دارد. بد نیست برای تجربه ورزش مفرح شنا، مجهز باشید. عینک شنا که محافظی است برای چشم شما در برابر آلودگی های احتمالی آب، از مهم ترین لوازم شناست که باید بدون موج و اعوجاج باشد، روی چشم فیکس شود، ضد بخار باشد و دید شما در آب را به بهترین شکل فراهم کند. کلاه هم یکی دیگر از ضروریاتی است که به آن نیاز دارید؛ کلاه شنا، ضمن این که از تماس مواد ضد عفونی کننده آب با موهای شما جلوگیری می کند، به پاکیزه ماندن آب استخر هم کمک می کند. در انتخاب کلاه باید به خاصیت لاستیکی آن توجه کنید تا هم راحت روی سر قرار بگیرد و هم باعث کشیدگی موها نشود. مایوی مناسب، قمقمه آب، حوله بزرگ و زیرانداز، از دیگر ملزومات ورزش های آبی است. در کنار این ها، به یک کیف بزرگ جادار حصیری یا پارچه ای، به گونه ای که حوله و بقیه لوازمتان در آن جا شود هم نیاز دارید.

 پارک های اطراف خانه؛ قرار نیست همیشه برای خوشگذرانی ده ها کیلومتر از خانه دور شوید. کافی‌است یک زیر انداز کوچک و بساط شربتِ خنک و توپ یا راکت بدمینتون را بردارید و یک بعد از ظهر، همراه دوستان یا خانواده، بروید به نزدیک ترین پارک خانه تان و کنار چمن بنشینید و از تابستان لذت ببرید. ناگفته پیداست لباس‌های نخی و روشن و راحت، کلاه، عینک آفتابی، کرم ضدآفتاب و بطری آب معدنی از ملزوماتِ مهم پیک‌نیک‌های تابستانی است.

 ییلاق‌های اطراف شهر؛ تابستان جان می دهد برای رفتن به ییلاق‌های خنک؛ باغ و دشت و دره‌های اطرافِ شهر که شب‌ها، بی نیاز از باد کولر و اسپیلت، نسیم خنک آن حالتان را جا می آورد. بار و بنه را جمع کنید و همراه دوستان یا خانواده به ییلاقات اطراف شهرتان بروید. این ییلاقات می تواند نزدیک یا دور باشد و بر اساس بعد مسافت و شناختی که از امکانات آنجا دارید باید وسایل لازم را با خود بردارید. اما مهم است که علاوه بر تمام ملزومات تابستانی که برای حضور در کوچه و خیابان یا پارک و گردش به همراه دارید، به‌جای هله‌هوله هایی مثل چیپس و پفک که ممکن است به خاطر گرمای هوا، خوردنشان حالِ بچه ها را بد کند، میوه های شیرین و خنک تابستانه میل کنید و دقت کنید تا جایی که امکان دارد در رستوران‌های جاده ای و بین راهی، غذا نخـورید.


منبع: روزنامه خراسان

[ad_2]

لینک منبع

تحصیل در وقت اضافه

[ad_1]


به گزارش آی سبک، در این روز گرم تابستانی که از آسمان آتش می‌بارد، هیچ‌کدام از کلاس‌ها کولر و وسایل خنک‌کننده ندارد. چند دقیقه توقف کوتاه در هر کلاس کافی است تا سرا پایت خیس عرق شود. فکرمی‌کنم چند ساعت نشستن سر این کلاس‌ها چقدرمی‌تواند دشوار باشد. مدرسه در شهرک شریعتی تهران، منطقه 19 کمی مانده به پاسگاه نعمت آباد واقع شده. دانش‌آموزان بی‌توجه به گرما درس می‌خوانند. در پایه‌های مختلف تحصیلی، جهشی می‌خوانند تا زودتر خودشان را به مدارس دولتی برسانند.


اغلب کودکان مهاجری هستند که مدارک قانونی ندارند و مجبورند در این مدرسه تحصیل کنند یا چند سالی از تحصیل محروم مانده‌اند و سن و سالشان بیشتر از همسالان‌شان شده و مدارس دولتی از پذیرفتن‌شان معذورند. برای همین تلاش می‌کنند تا زودتر به پایه اصلی‌شان برگردند و در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند.


مژگان نظری 7 سال است در پایه هفتم مدرسه فرهنگ تدریس می‌کند. امروز در کلاسش 5 دانش‌آموز دارد. دیوارهای کلاس رنگ وارنگ است و با کاغذهای رنگی تزئین شده. فضای شادی دارد و البته گرمایی طاقت فرسا. مسئولان مدرسه توضیح می‌دهند که صاحبخانه مدتی است جواب‌شان کرده و چون نمی‌دانند اینجا می‌مانند یا نه، هنوز فکری برای کولر نکرده‌اند.


آیدا و زهره از دانش‌آموزان کلاس خانم نظری، ریاضی می‌خوانند. 2 سال است اینجا می‌آیند و هر دو امیدوارند این تابستان کلاس هفتم را با موفقیت بگذرانند و به مدرسه دولتی بروند.


زهره 15ساله در ایران متولد شده. چند سالی نتوانسته به مدرسه برود. می‌گوید کارت اقامت نداشته. حالا سنش زیاد شده و مدارس دولتی نمی‌پذیرندش. برای همین ترجیح داده تابستان هم درس بخواند. پوستی سفید با چشمان سبز رنگ دارد با نشاط حرف می‌زند: «باید کلاس نهم باشم اما هفتم هستم. هر روز از میدان سبلان می‌آیم یعنی از منطقه 8 می‌آیم 19. طرف خودمان که از این مدرسه‌ها نداریم. هر روز سه ساعت تو راهم، یک ساعت و نیم موقع آمدن و یک ساعت و نیم هم برای برگشت. با مترو می‌آیم و برمی‌گردم. خیلی تو هوای گرم سخته اما چاره‌ای ندارم. کاش بگذارند امسال بروم مدرسه دولتی.»


آیدا 15ساله صورت ظریفی دارد. مقنعه مشکی سرکرده. 2سال است از کابل به تهران آمده. می‌گوید تهران را دوست دارد، فضایش خیلی بهتراست اما در کابل دوستان زیادی داشته. اینجا خیلی تنهاست و خیلی روزها دلش از تنهایی می‌گیرد: «پدرم یک روز گفت اینجا دیگه جای زندگی نیست همه‌اش جنگ، انتحاری، ناامنی. آمدیم ایران. رفتم مدرسه دولتی تعیین سطح شدم. گفتند چون کارت اقامت نداری، نمی‌توانیم ثبت‌نامت کنیم. یک سال درس نخواندم. بعد هم آمدم اینجا ثبت‌نام کردم. فهمیدم مدرسه‌های ما با ایران خیلی فرق دارد. اینجا دخترها خیلی تلاش می‌کنند، درس می‌خوانند اونجا اصلاً تلاش نبود. تو هر کلاس هم 60 نفر بودیم. دخترها اصلاً درس درست و حسابی نمی‌خواندند.» پدرش اینجا بنایی می‌کند. آیدا امیدوار است با جهشی خواندن زودتر بتواند به سنی که مدارس دولتی ایران قبولش کنند برسد.


معلم آیدا برایم می‌گوید: «سیستم آموزشی افغانستان با ایران خیلی فرق دارد. بچه‌هایی که تا هشتم درافغانستان درس خوانده‌اند وقتی تعیین سطح می‌شوند ریاضی‌شان در حد پایه چهارم اینجا هم نیست. گاهی بچه‌های پایه دوم و سوم اسم‌شان را هم نمی‌توانند بنویسند و ما بعد از تعیین سطح می‌فرستیم‌شان کلاس اول. متأسفانه در افغانستان هم سطح کتاب‌ها و هم کلاس‌ها از ایران پایین‌تر است.» آیدا می‌گوید هر طور باشد درسش را ادامه می‌دهد.


روی یکی از دیوارها این جملات دیده می‌شود: «من کودکم اما نگاهم، فردای زیبای زمین است.»، «مرزی ندارد، فکرهایم.»، «اندیشه‌ام سرزمین من است.»


 نادر موسوی، مدیر مدرسه و خانم نظری در گوشه‌ای ایستاده‌اند و درباره قیمت جدیدی که صاحبخانه برای اجاره گذاشته حرف می‌زنند. به وضوح نگرانند. همه هزینه‌های مدرسه با شهریه‌ای که از بچه‌ها می‌گیرند تأمین می‌شود و حالا صاحبخانه اجاره بهای بیشتری می‌خواهد. گویی کرایه فعلی را با اجاره بهای مدارس غیر انتفاعی مقایسه می‌کند و طالب اجاره بهای بیشتری است. مسئولان مدرسه برایم می‌گویند شهریه‌ای که بچه‌ها سالانه برای تحصیل در اینجا می‌پردازند تنها منبع درآمدشان است و قابل مقایسه با شهریه مدارس غیرانتفاعی نیست. خیلی از کودکان اینجا کودک کارهستند و از درآمد اندک خودشان شهریه‌شان را می‌پردازند. همین درآمد اندک برای اجاره مدرسه، حقوق معلمان و هزینه آب و برق و سایرهزینه‌ها صرف می‌شود.


مسئولان مدرسه می‌گویند: «این مدرسه تا پایه دهم دارد اما اگر تعداد دانش‌آموزان به حد نصاب برسد، در هر پایه‌ای برایشان کلاس تشکیل می‌شود. قبلاً آموزش و پرورش مدارک این گونه مدارس را قبول نمی‌کرد اما بعد از اینکه مدرسه تحت نظارت مرکز امور بین‌الملل آموزش و پرورش قرا گرفت، خیلی‌ها توانستند وارد مدرسه دولتی شوند.»


نظری می‌گوید: «مدرسه 8 کلاسه است و فضا کوچک. خیلی از شاگردانم خیاطند و با درآمد خودشان شهریه‌شان را می‌دهند. برخی هم توانایی پرداخت شهریه را ندارند که یک جوری شهریه‌شان را تأمین می‌کنیم. گاهی بقیه خانواده‌ها که توان بیشتری دارند شهریه بیشتری می‌پردازند.» بچه‌های ایرانی – افغانی هم در این مدرسه کم نیستد؛ آنهایی که یکی از والدین‌شان افغان است و مشکل اقامتی دارند.


 محبوبه محمدی خانم معلم دیگر که خودش هم در یکی از همین مدارس درس خوانده، این روزها پایه چهارم ابتدایی را تدریس می‌کند: «اول و دوم ابتدایی را در مدارس دولتی درس خواندم و بعد از آن در یک مدرسه خودگردان. این مدارس خیلی برای بچه‌ها مفیدند بخصوص آنها که سر کار می‌روند یا کارت اقامت ندارند. اگر این مدرسه‌ها نباشد کاملاً از تحصیل باز می‌مانند. این روزها کلاً شرایط تحصیل کودکان افغان بهتر شده.» دانش‌آموزان این کلاس پسربچه‌های شاد و بازیگوشی هستند که سن‌شان بیشتر از پایه تحصیلی‌شان است. کلاس هشتمی‌ها طبقه بالای مدرسه کلاس دارند. یکی از بچه‌ها می‌گوید: «درس خواندن توی تابستون خیلی سخته اما چاره نداریم. خیلی گرمه.»


 نادر موسوی، مدیرمدرسه می‌گوید: «ما جمعی از دانشجویان افغان دانشگاه کشاورزی سال 79 اینجا را افتتاح کردیم. تعدادی ازخانواده‌ها را که بچه‌های‌شان از تحصیل محروم بودند می‌شناختیم. زمان هجوم طالبان بود و تعداد بیشتری هم به ایران می‌آمدند. در همان روزهای اول بازگشایی، مدرسه با استقبال خوبی روبه رو شد و ظرف یک هفته 300 – 400 نفر ثبت‌نام کردند و تا مهرماه تعداد بچه‌ها به 800 نفر رسید. در حال حاضر 150 دانش‌آموز داریم. خوشبختانه خیلی از دانش‌آموزان مهاجر با توجه به تسهیلاتی که در این سال ها ایجاد شده، توانسته‌اند جذب مدارس دولتی شوند. از سال 93 هم با گرفتن مجوز، مدارک ما مورد قبول آموزش و پرورش قرارگرفته. تعدادی از دانش‌آموزان که همچنان ازتحصیل باز می‌مانند مثل عده‌ای که به خاطر شغل پدرشان از شهر دیگری آمده‌اند یا عده‌ای که سن‌شان بیشتر از سن قانونی مدارس است یا آنهایی که از افغانستان می‌آیند هنوز اینجا ثبت‌نام می‌کنند. برای همین ما کلاس های جهشی برگزار می‌کنیم تا عقب‌ماندگی‌شان جبران شود.»


نیمی از دانش‌آموزان این مدرسه کودک کارهستند. دانش‌آموزانی که سر چهارراه‌ها فال و جوراب می‌فروشند یا در کارگاه‌ها کار می‌کنند: «اغلب، بچه‌ها صبح‌ها مدرسه می‌آیند و بعد از ظهرها می‌روند سر کار. خیلی‌ها از همین جا لباس کار می‌پوشند و می‌روند سرکارشان. خیلی‌ها هم در کارگاه خیاطی کار می‌کنند. یکی از بچه‌ها در کارگاه خیاطی یک دستش را از دست داد. دانش‌آموزان زیادی هم داریم که مادر سرپرستند و وضعیت مناسب اقتصادی ندارند. متأسفانه این کودکان تحت نظارت هیچ نهادی هم نیستند.»


زنگ برنجی که نمونه‌اش را درهیچ مدرسه‌ای ندیده‌ام نواخته می‌شود. زنگ تفریح است. بچه‌ها به حیاط کوچک آمده‌اند. آفتاب سوزان می‌تابد. شیر آبخوری رو به روی کلاس ها که شبیه یک وان کوچک است، شلوغ شده. آیدا درگوشه‌ای از حیاط تنها ایستاده، لابد به همکلاسی‌هایش در کابل فکر می‌کند.


منبع: روزنامه ایران

[ad_2]

لینک منبع

از كليك تا كلك راهي نيست!

[ad_1]


 به گزارش آی سبک، چند وقت پيش در حال گشت زدن در كانال‌هاي مختلف تلگرام بودم كه يك كانال فروش لوازم منزل و آشپرخانه نظرم را به خود جلب كرد. وارد كانال شدم و شروع به بالا و پايين كردن صفحه كانال كردم. چه اجناس جالب و لوكسي، چه قيمت‌هاي خوبي داشت! وسوسه خريد به جانم افتاد و تصميم گرفتم چندتايي از آن اجناس را سفارش دهم. با مدير كانال تماس تلگرامي برقرار و عكس اجناس انتخابي را برايش ارسال كردم. روز تحويل را با هم هماهنگ كرديم و قرار شد پول اجناس را در زمان تحويل، پرداخت كنم و هزينه ارسال هم رايگان باشد. روز موعود فرا رسيد و پيك موتوري اجناس خريداري شده را برايم آورد و پول را تحويل گرفت. وقتي كارتن اجناس را يكي يكي باز كردم بسيار متعجب شدم. آنقدر كيفيت اجناس پايين و ضعيف بود كه رغبت نگاه كردن به آنها را نداشتم. با آنچه در كانال تلگرام ديده بودم زمين تا آسمان فرق داشت. شباهت‌هايي جزئي با عكس داخل كانال داشتند ولي اصلاً چيزي نبودند كه من انتخاب كرده بودم

 

حسابي توي ذوقم ‌خورد و از پولي كه بابت اين اجناس بنجل دادم پشيمان شدم. ولي چاره‌اي نبود و بايد با خريد اشتباه خود كنار مي‌آمدم، زيرا شعار «جنس خريداري شده پس گرفته نمي‌شود» در رابطه با خريدهاي اينترنتي بيشترين مصداق را دارد.  اين تجربه بد باعث شد كه ديگر سراغ خريدهاي اينترنتي نروم و حتماً براي خريد به فروشگاه‌ها و مراكز خريد رفته و كالاي مورد نظرم را از نزديك ديده و خريداري كنم اما بسياري از مردم هستند كه نظرشان مخالف نظر من بوده و ترجيح مي‌دهند خريدهاي خود را از طريق اينترنت، موبايل يا لپ‌تاپ شخصي خود از طريق اپليكيشن‌هاي خريد و فروش انجام دهند تا اينكه در فروشگاه‌ها و مراكز خريد وقت خود را تلف كرده و در آخر آنچه را هم كه مي‌خواهند پيدا نكنند.

 

اين افراد معتقدند هر چه را بخواهند مي‌توانند در فروشگاه‌هاي اينترنتي با قيمت مناسب‌تر پيدا كنند. البته ناگفته نماند كه در دنيا، خريد اينترنتي همراه با فرهنگ و قوانين مربوط به اين سبك از خريد و فروش به راحتي جا افتاده است و مردم بسياري از جوامع، هرگز با مشكلاتي مانند كلاهبرداري و از اين دست موارد مواجه نيستند. در واقع خريد اينترنتي امروزه در اغلب كشورها به بخشي از سبك زندگي و فرهنگ عمومي مردم تبديل‌شده است كه جامعه امروزي ما با آن فاصله زيادي دارد.

تاريخچه فروشگاه اينترنتي

 خريد آنلاين يا online shopping نوعي از تجارت الكترونيك است كه به مشتريان اجازه مي‌دهد كالاها يا خدمات مورد نياز خود را از طريق اينترنت و به وسيله web browser  به صورت مستقيم از فروشنده خريداري كنند. تجارت الكترونيك اولين بار در سال ۱۹۹۱ توسط تيم برنرز لي پايه گذاري شد، پس از آن در سال ۱۹۹۵ فروشگاه آمازون و در سال ۱۹۹۶ فروشگاه eBay پا به عرصه تجارت الكترونيك گذاشتند كه در حال حاضر جزء بزرگ‌ترين فروشگاه‌هاي اينترنتي دنيا محسوب مي‌شوند. در عين حال فروشگاه‌هاي زيادي نيز در خلال اين سال‌ها به‌وجود آمدند كه لزوما نتواستند به موفقيت لازم دست پيدا كنند و چه بسيار فروشگاه‌هايي بودند كه ورشكسته شدند.

 

از ايجاد و راه اندازي فروشگاه‌هاي اينترنتي در ايران بيش از هشت  يا ۹ سال نمي‌گذرد. در سال‌هاي اخير با توسعه زيرساخت‌هاي مخابراتي و افزايش دسترسي به اينترنت در جامعه و ارزان‌تر شدن آن، در كنار گسترش خدمات بانكداري الكترونيك و آشنايي بيشتر مردم با فرهنگ خريد اينترنتي، شاهد رشد فروشگاه‌هاي اينترنتي در كشور هستيم اما با توجه به اينكه تعداد زيادي از فروشگاه‌هاي اينترنتي بدون تحليل و بررسي شرايط بازار و بدون برنامه‌ريزي مدون، پا به عرصه تجارت الكترونيك كشور گذاشته‌اند يا به سرعت از بازار خارج شده يا آنكه در وضعيت زيان دهي هستند، زيرا در كشور ما اكثر كسب و كارها بدون هيچ مطالعه و ارزيابي راه اندازي مي‌شوند و پس از مدتي با زيان هايي كه به صاحبان خود وارد مي‌كنند يا ورشكسته يا تعطيل مي‌شوند. اما بازار خريد و فروش اينترنتي در چند سال اخير با حضور شبكه‌هاي اجتماعي مثل اينستاگرام و تلگرام شدت و شتاب بيشتري در كشورگرفته است. بسياري از فروشگاه‌ها و مراكز خريد برندهاي معتبر و آشنا، در كنار فروش فيزيكي اجناس خود، از كورس فروش‌هاي اينترنتي عقب نمانده و اقدام به ايجاد صفحه و كانال‌فروشگاه خود براي فروش‌هاي اينترنتي نيز كرده‌اند. در اين ميان شبكه‌هاي اجتماعي بستري مناسب براي اين تجارت الكترونيكي نوپا در جامعه امروزي ماست.

 
فروشگاه اينترنتي، رقيب بازار سنتي

 تغيير سبك زندگي، دسترسي آسان به اينترنت، مواردي مانند ترافيك، گراني سوخت، آلودگي هوا، فاصله زياد براي رسيدن به مراكز خريد، عواملي هستند كه به رونق بازار خريد و فروش‌هاي اينترنتي كمك كرده است؛ در كنار اين مسائل ارائه مشوق‌هايي از جمله اعمال تخفيف روي برخي محصولات خاص، هدايت خريدار به سمت برخي محصولات با شيوه‌هاي جديد تبليغ، حذف كانال واسطه، فقدان محدوديت براي فروش محصولاتي در يك حوزه خاص و مهم‌تر از همه بازار انحصاري داخل براي آنها و نبود رقيب خارجي و به ويژه فروشگاه‌هاي مجازي مطرح دنيا، فروشگاه‌هاي اينترنتي را به رقيبي جدي براي فروشگاه‌هاي سنتي تبديل كرده است. اگر چه مزاياي خريد اينترنتي بسيار است اما هنوز هم بسياري از افراد، خريد سنتي را به خريدهاي اينترنتي ترجيح مي‌دهند. به اين دليل كه امكان لمس و مشاهده كالاهاي مورد نظر از نزديك در فروشگاه‌هاي سنتي وجود دارد. همچنين امكان ارتباط با ديگران و گشت و گذار در محيط خارج از منزل و برآورده شدن نيازهاي اجتماعي هنگام خريد از فروشگاه‌هاي سنتي براي خريدار وجود دارد. همچنين اگر حقي از مصرف‌كننده زائل شود خريدار مي‌تواند به مراكز مربوطه شكايت كند و حق خود را بگيرد كه در فروشگاه‌هاي اينترنتي در ايران چنين شرايطي وجود ندارد.

 
 از كليك تا كلك راهي نيست!

 با تمام اين احوال، نمي‌توان اين موضوع را ناديده گرفت كه بازار اينترنتي رقيبي سرسخت براي بازار سنتي است و آمار بالاي فروش فروشگاه‌هاي اينترنتي نسبت به بازار سنتي گواه اين موضوع است، به نحوي كه در كشورهاي بزرگ و پيشرفته دنيا مثل امريكا نيز تمام فروشگاه‌ها، در كنار فروش فيزيكي فروشگاه، فروش اينترنتي خود را نيز راه‌اندازي كرده‌اند، زيرا نمي‌توان منكر اين سبك خريد جديد در دنيا شد، پس بهتر است با فناوري و تكنولوژي‌هاي روز دنيا همقدم شد. به هر حال جدال و رقابت ميان فروشگاه‌هاي سنتي و مجازي، چالشي است كه به تازگي جدي‌تر شده و در اين ميان صاحبان هريك از اين نوع كسب و كار به دنبال يافتن مزيت‌هاي بيشتر و بهره‌برداري از آن هستند؛ حالا چه در شيوه‌هاي نوين و آنلاين و چه در شيوه‌هاي سنتي فروش.

 
مزايا و معايب خريدهاي اينترنتي

 شايد بتوان خريد كردن به‌صورت آنلاين را يكي از رايج‌ترين و آسان‌ترين روش‌هاي خريد ناميد. با پيشرفت اپليكيشن‌ها و سايت‌هاي خريد آنلاين، تعجبي ندارد كه مردم ديگر وقت و انرژي خود را صرف گردش در مراكز خريد نكنند و با موبايل‌هاي هوشمند خود، فروشگاه‌هاي اينترنتي را براي يافتن مايحتاج خود جست‌وجو كنند. قطعاً اين خريدهاي اينترنتي داراي مزيت‌هايي نسبت به خريدهاي سنتي است.  يكي از مزاياي مهم خريد اينترنتي، قدرت بالاي انتخاب در ميان طيف گسترده‌اي از كالاهاست. خريداران به جاي آنكه محدود به چند خرده‌فروشي محلي شوند مي‌توانند به فروشگاه‌هاي سراسر دنيا دسترسي داشته باشند. اين ويژگي مي‌تواند پيداكردن كالاهاي ناياب و غيرمعمول را ساده‌تر كند.

 

در مقايسه با خريد از خرده‌فروشان سنتي، اينترنت به خريداران اين امكان را مي‌دهد كه به راحتي دو كالا را در كنار هم مقايسه كنند و حتي در صفحه مانيتور خود به طور همزمان به دوكالا در كنار فهرستي از مشخصات هركدام نگاه كنند. اين كار بسيار ساده‌تر از آن است كه مشخصات يك كالا را هنگام خريد كالاي ديگر به خاطر داشته باشيم.  يكي از برتري‌هاي فروشگاه اينترنتي امكان نمايش بازخورد مشتريان است كه مي‌تواند به خريداران اطلاعات ارزشمندي درباره كيفيت كالا يا خدمات مشتريان ارائه كند.  فروش آنلاين به فروشندگان اين اجازه را مي‌دهدكه قيمت كالاها و خدمات خود را كاهش دهند و اين بيشتر به اين علت است كه آنها هزينه‌هاي ويژه فروشگاه فيزيكي را ندارند.

صرفه‌جويي در زمان يكي ديگر از محاسن فروشگاه‌هاي اينترنتي است. با خلق و طراحي فروشگاه اينترنتي اين امكان براي كاربران فراهم مي‌شود كه تنها با چند كليك تمام نياز‌هاي خود را خريداري كنند و اين امر تا حد زيادي در زمان صرفه‌جويي مي‌كند.

فروشگاه اينترنتي اين امكان را براي خريدار فراهم كرده و به او اجازه مي‌دهد تا به صورت آزاد و در طول 24 ساعت شبانه‌روز در هر زمان كه مي‌خواهد خريد خود را انجام دهد. اما در كنار تمام اين مزاياها، قطعاً خريدهاي اينترنتي در كشور ما معايبي هم دارد.

عدم تعامل فيزيكي و عدم توانايي مشتريان در لمس كالاها قبل از خريد، از جمله مشكلاتي است كه به ماهيت مجازي بودن اينترنت برمي‌گردد كه شايد براي بسياري از افراد، ناخوشايند باشد. در برخي از اين گونه خريدها با يك كليك در دامي مي‌افتيم كه فريب و كلك پشت آن است.  سرعت پايين اينترنت و كندي در لود شدن صفحات سايت‌ها و وجود مشكل براي ثبت نام در سايت و باز كردن حساب خريد در آنها از عوامل عمده نارضايتي مشتريان از سايت‌هاي فروش اينترنتي است.  عدم امنيت لازم براي انجام مبادلات از جمله مهم‌ترين نگراني‌هاي مشتريان است و باعث مي‌شود كه بسياري از افراد به فروشگاه‌هاي اينترنتي اعتماد نكنند. اين عدم‌اعتماد نيز به كلاهبرداري‌هاي بسياري كه از اين طريق صورت گرفته است برمي‌گردد.

 

البته در اين زمينه اقداماتي نيز انجام گرفته است. سازمان تجارت زيرمجموعه وزارت صنايع در سال‌هاي اخير اقدام به طراحي آرمي تحت عنوان «نماد الكترونيك» كرده كه اگر اين آرم به صورت نرم‌افزاري در هر فروشگاه اينترنتي وجود داشته باشد و كاربر با كليك روي آرم به سايت رسمي نماد الكترونيك هدايت شود، كاربر با كسب اطمينان شاهد اعتبار رسمي فروشگاه مورد نظر است و درنهايت هيچ نوع تقلب يا سوء‌استفاده در آرم الكترونيك وجود ندارد.

 

يكي ديگر از معايب خريدهاي اينترنتي ترويج مصرف‌گرايي است. بسياري از افراد را در اطراف خود مي‌شناسيم كه به صورت يك عادت روزانه، در سايت‌ها و فروشگاه‌هاي اينترنتي، پرسه مي‌زنند و اقلام و كالاهايي را كه اصلاً نياز ندارند فقط به اين دليل كه شامل تخفيف ويژه مي‌شود، مي‌خرند. اين فروشگاه‌ها با شگرد و تبليغات ويژه از جمله تخفيفات اغواگر براي كالاهاي خود بازاريابي مي‌كنند. در نتيجه اين رفتار، فرهنگ مصرف‌گرايي در جامعه ترويج مي‌شود.

 
فروشگاه‌هاي اينترنتی و از بين رفتن بعضی از مشاغل

در اين كارزار مبادلات آنلاين و تجارت الكترونيكي بسياري از مشاغل و مراكز خدماتي با خطر انقراض و ورشكستگي مواجه هستند. همانطور كه در بالا گفته شد يكي از مزاياي مهم خريدهاي آنلاين در دسترس بودن و ارزان بودن آن است. وقتي كاربران اينترنتي مي‌توانند خدمات خود را به صورت اينترنتي بسيار ارزان‌تر و راحت‌تر از غير اينترنتي آن دريافت كنند، جذب اين فروشگاه‌ها و مراكز خدمات اينترنتي شده، به مروز زمان مراكز سنتي و فيزيكي اين خدمات از بين رفته و جاي خود را به اينترنت و فعاليت‌هاي آنلاين مي‌دهد. بنابراين در كنار خريد كالاهاي اينترنتي مشاغلي ايجاد شده‌ كه خدمات خود را به صورت ارزان و راحت به مردم مي‌فروشند. مثل همين آژانس‌هاي تاكسي اينترنتي كه با عناويني مثل اسنپ و تپ‌سي و غيره چند وقتي است در سطح جامعه مشغول فعاليت هستند.

 
  از كليك تا كلك راهي نيست!

  اين مراكز آنلاين تاكسي، خدمات خود را نسبت به آژانس‌هاي تاكسي كه مكان آنها به صورت فيزيكي وجود دارد بسيار ارزان‌تر ارائه مي‌دهند و با استقبال بسياري از مردم مواجه شده‌اند. صاحبان آژانس‌هاي تاكسي يكي از بزرگ‌ترين معترضان اين سرويس‌هاي ارزان‌قيمت هستند، زيرا بسياري از مشتريان خود را در اين رقابت نابرابر از دست داده‌اند و روبه ورشكستگي هستند. تصور مي‌شود تا چند صباحي ديگر آثاري از اين مراكز خدماتي سنتي وجود نداشته باشد. همانطور كه در بسياري از كشورهاي دنيا ديگر مراكز فروش بليت‌هاي وسايل نقليه مسافرتي مثل هواپيما و قطار وجود ندارد.

 در اكثر نقاط دنيا تمام خطوط هوايي، بليت‌هاي خود را از طريق اينترنت و به صورت آنلاين مي‌فروشند و مسافرين خود شماره صندلي، ساعت پرواز و خط پروازيي خود را انتخاب مي‌كند و ديگر هيچ واسطه‌اي در اين ميان وجود ندارد. اما در ايران هنوز اين امكان براي افراد جامعه ايجاد نشده است ولي در ابعاد كوچك‌تر آن، در تهيه بليت‌هاي سينما شاهد وجود اين فناوري هستيم و ديگر خريد بليت در گيشه بسيار كم و نادر شده است و مردم ترجيح مي‌دهند با رزرو اينترنتي و مشخص كردن صندلي و سالن نمايش، اوقات فراغت راحتي را براي خود و همراهانشان فراهم سازند.

 همانطور كه گفتيم اين سبك خريد و فروش در جامعه ما بسيار تازه و نوپا است و مشكلات و معايبي دارد كه خريداران را عصباني يا متضرر مي‌سازد. نبود قانون مدون و مشخص، كمبود يا نبود فرهنگ استفاده از اين فناوري، سوءاستفاده‌ها و كلاهبرداري‌هايي كه بي‌اعتمادي جامعه را سبب مي‌شود، مواردي هستند كه مانع رشد و ترويج تجارت الكترونيك در سطح جامعه مي‌شوند. خريد اينترنتي در ايران در حال آزمون ‌و خطاست و تا تبديل‌شدن به يك فرهنگ عمومي راه درازي در پيش دارد، راهي كه عموم مردم را به خريد‌هاي اينترنتي ترغيب كند. اما اين را بايد بدانيم كه از اين شرايط جديد راه گريزي نيست و براي همپا شدن با دنيا بايد خود را با آن همسو كنيم. آموزش و يادگيري فرهنگ صحيح استفاده از فروشگاه‌ها و خدمات اينترنتي يكي از مهم‌ترين قدم‌ها در اين راه است. بياييم اول از خودمان شروع كنيم.


منبع: روزنامه جوان

[ad_2]

لینک منبع

جریمه ۲۲۰ هزار تومانی در انتظار متخلفان عبور از خط ایست و چراغ قرمز

[ad_1]


به گزارش آی سبک، سرگرد علی‌اصغر شریفی رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ، در خصوص عملکرد رانندگان در هنگام مواجه با چراغ زرد در تقاطع‌ها، اظهار داشت:‌ بنا بر ماده 101 آئین‌نامه راهنمایی و رانندگی، بند «ب»‌، رانندگان وسایل نقلیه موتوری و خودرو در هنگام مواجه با چراغ زرد احتیاط نباید از خط ایست عبور کنند.

رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ گفت: هنگامی که چراغ سبز به زرد تبدیل می‌شود رانندگان باید در پشت خط ایست توقف کنند مگر آنکه آنچنان به خط ایست یا تقاطع چراغ راهنمایی نزدیک شده باشند که پیش از عبور از خط ایست نتوانند خودرو را متوقف کنند.

این مقام ارشد راهور تهران بزرگ، فلسفه چراغ زرد را عبور برای کسانی دانست که وارد تقاطع شده‌اند و باید به حرکت خود ادامه دهند تا از تقاطع گذر کنند چرا که نمی‌توانند به صورت دنده‌عقب مسیر را به عقب برگردند.

سرگرد شریفی در خصوص جریمه رانندگان متخلف اعلام کرد: ما به رانندگان توصیه می‌کنیم که قبل از خط ایست توقف کنند اما چنانچه اگر راننده‌ای بعد از خط ایست یا روی گذرگاه عابر پیاده متوقف شود، جریمه‌ای تحت عنوان تجاوز به گذرگاه عابرپیاده برای وی لحاظ شده و مبلغ 20 هزار تومان باید بپردازد.

وی با تأکید بر این مطلب که عبور از چراغ زرد ممنوع است، تصریح کرد: اگر همین راننده چراغ زرد و قرمز را رد کند تحت عنوان عبور از چراغ قرمز 200 هزار تومان جریمه باید بپردازد؛ همچنین نمره منفی نیز برای وی الصاق می‌شود.

رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ در پاسخ به دیگر پرسش فارس مبنی بر تعداد نمره منفی، گفت: برای رانندگان خودروهای شخصی مرتکب این تخلف 5 نمره منفی و برای رانندگان سرویس حمل و نقل عمومی و وسایل نقلیه سنگین 10 نمره منفی اختصاص می‌یابد.


منبع: فارس

[ad_2]

لینک منبع

هر نفس یک آجر

[ad_1]


به گزارش آی سبک، در این خانه همه چیز با تصورات ذهنی ما متفاوت است آنها فارغ از لمس صفحات لمسی، غرق بازی های کودکانه در حیاط بدون چهار دیواری خودشان هستند. اینجا همه در عین محرومیت سرخوشند، در عین تنگ دستی شان گشاده رو هستند، اعضای این خانواده با درد عجین شده اند وقتی می خندند خنده های آنها با مفهوم است تا درد فقر و نداری نچشیده باشی نمی توانی مفهوم این خنده ها را درک کنی. دوستی‌ها در این خانواده بی دروغ و بی ریا حاصل ذهن های رهایی است که کاخ نشینان و برج نشینان در لابه لای دیوارهای آپارتمانشان گم کرده اند.

به گزارش خبرنگار شفقنا زندگی، آخرین آجر را روی دیوار می گذارد و در گرمای طاق فرسای ظهر روزهای پایانی بهار دستش را پشت کمر خم‌‌شده‌اش می‌‌‌گذارد و قوسی به خودش می‌دهد تا صاف بایستد و با دستان غرق پیشانیش را پاک می کند به ردیف آجرهای چیده شده خیره می شود گویی هر آجری که روی هم چیده یکی از آرزوهای زندگی خود در لای سیمان های آن دفن کرده است، بیلچه سیمانی خود را  روی شانه های خمیده خود بلند می کند و با خستگی تمام صاف می شود از کنار کوچه های باریک و اما پر از دنیای شادی های کودکان می گذرد ناگهان  در ازدحام جمعیت بازار تهران گم می‌شود. فروشگاه‌های رنگا رنگ،  بزرگ و کوچک با معماری تلفیقی از سبک مدرن و سنتی کنار هم قرار گرفته‌اند. یکی، دو پاساژ بزرگ در حال ساخت است و کاسب هایی که در شکار مشتری رقابت می کنند، بازاری که به آن قلب تپنده اقتصاد پایتخت می گویند و در تاریخ معاصر تهران، گاهی با بست نشستن، گاهی با اعتصاب و گاهی با حمایت از افرادی خاص، مسیر مملکتی را عوض کرده است. چند خیابان‌ پایین‌تر، بعد از خیابان خیام، اتوبوس در ابتدای خیابانی تنگ و بلند نرسیده به میدان شوش می‌ایستد که خسته دلان زیادی را به مقصد برساند.

سقف سازنده ای که سقف ندارد

کار ما بدون مزد است دخترم؛ یک عمر آجر روی آجر گذاشتم برای مردم، سقف درست کردم اما خودم یک عمر است که بدون سقف هستم، برای خودم چیزی نمی خواهم اما تا وقتی که نفس می کشم باز هم سقف می سازم تا در آینده بچه های من بدون سقف نمانند” این ها جمله های حبیب آقای 59 ساله است.  حدود 18 سالی است در تهران کارگری می کند. به قول خودش دیگر برای خودش بنایی شده و حتی گاهی وقت ها مهندس هم خطابش می کنند و می تواند بدون نقشه یک ساختمان را بسازد.

با اینکه قرار و مدار گفت و گو را از قبل هماهنگ کرده بودم اما به دلیل خستگی بیش از حد او  باز کردن باب گفت وگو برایم دشوار است.

همه همسایه ها، همکاران و دوستان من را به عنوان  «حبیب آقا» می شناسند هنوز هم کسی فامیلی ام را نمی داند. اهل یکی از روستاهای بیجار هستم. 19 سال پیش به دلیل بیماری زنم، زندگی ام را جمع و جور کردم به تهران مهاجرت کردم. الان در یک خانه کوچک 45 متری در شوش مستاجرم؛ ماهی 230  هزارتومان اجاره می‌دهم. هر روز 6 صبح باید راه بیفتم تا 8 سر ساختمان باشم . غروب‌ها هم  7:30 کارم را تمام می‌کنم و 9 شب می‌رسم منزل”.

خانه ای در پنجره های سیاه و  دودی

با حبیب آقا به ایستگاه پایانی می رسیم از اتوبوس پیاده می شویم بعد از چند دقیقه پیاده روی به ساختمانی می رسیم  که نمای کهنه و قدیمی دارد، ساختمانی که جای برخی آجرهای فرو ریخته آن گونی و حتی بارچه های مندرس پر کرده است پنجره هایش آن‌قدر دودگرفته و سیاه است که تصور جریان زندگی پشت قاب آنها سخت می‌شود. تمام آپارتمان‌ها قدیمی و کوچک هستند با درهایی باریک که بعضی‌هایشان نیمه‌بازند و امتداد راهروی تنگ و بلندی از آنها پیداست. که درون هر یک از این ساختمان ها بچه های قد و نیم قد مشغول بازی و شادی های کودکانه خود هستند.

کنار در دختر و پسری حدودا 10 ساله با صورت های آفتاب سوخته مشغول “خانه بازی” هستند با دیدن حبیب آقا از خوشحالی قید بازی را می زنند و  وارد منزل می شوند، ساعت تقریبا از 6:30 گذشته است فرصت زیادی برای گفت و گو ندارم ترجیح می دهم در همان حیاط خانه که باد خنکی هم می وزد بنشینم و گفت و گو را ادامه بدهم

ثروت در اوج نیازمندی

اگر چه همین مدت کوتاه که با حبیب آقا هم صحبت شدم تصویر کلی از زندگی او در ذهنم شکل گرفت، اما از حبیب آقا در خصوص تعداد فرزندانش پرسیدم جواب داد: سه دختر و دو پسر دارم که دختر بزرگترم فاطمه در 16 سالگی به خانه بخت رفت و الان در شهرستان زندگی می کند، دختر دوم زهرا هم سال آخر دبیرستان را می خواند خواستگار دارد ولی تصمیم گرفتم دانشگاه برود و درسش را ادامه دهد، دختر سوم هشتم متوسطه است که خدا رو شکر علاقه زیادی به درس دارد دو تا پسرا (محمد و امین) هم هر دو ابتدایی هستند. این پنج نفر همه انگیزه زندگی من هستند و به عشق آنها هر صبح از خواب بیدار می شوم و تا غروب عرق می ریزم و زحمت می کشم و شب ها که پیش آنها می آیم تمام خستگی های روز را یکجا فراموش می کنم. خدا اگر چه در این دنیا مال و ثروتی مادی به من نداد اما بچه هایی دارم که خنده ها و شادی های آنها تمام دنیای من می شوند و برای همین خودم را ثروتمندترین مرد روی زمین می دانم.

خانه ای بدور از تکنولوژی

اهل این خانواده از انواع تکنولوژی های جور واجور تنها موبایل را می شناسند در این خانه خبری گوشی هوشمند، تبلت، رایانه، اینترنت  و به دنبال آن انواع شبکه های اجتماعی و مجازی دیده نمی شود. اهل این خانه امورات خود را با ماهیانه  حدود 700 هزار تومان می گذراند پولی که باید هزینه درمان بیماری خدیجه مادر خانواده، تحصیل فرزندان، اجازه خانه، خورد و خوران، رفت و آمد حبیب آقا به محل کار و صدها اتفاقات پیش بینی نشده دیگر در زندگی بشود. هر چقدر خواستم دو دو تا کنم تا این پول بتواند هزینه ماهیانه یک خانوار شش نفری را بدهد حساب و کتابم جور در نیامد. درآمد ماهیانه ای که به قول حبیب آقا در خوش بینانه ترین حالت نصیب خانواده می شود.

غربت زندگی کارگران روزمزد

او می گوید: برخی روزها از ساعت 8 صبح تا ظهر زیر گرمای آفتاب در  میدان کارگران منتظر می ماند تا کاری جوری شود هر ماشینی که می ایستد به گمان اینکه کارفرما یا همان اربابی است که به دنبال کارگر آمده همه به سمتش می دویم که شاید از میان همه یکی را انتخاب کند بیشتر مواقع به توافق نمی رسیم و حتی گاهی روزها بدون حتی صد تومان کاسبی دست خالی به منزل برمیگردد و این همان روزهایی است که احساس می کنم “دنیا آوار شده و من زیر آن افتاده ام” شرمنده بچه ها و همسر بیمارم هستم.

از حبیب آقا در خصوص بیماری همسرش سوال می کنم می گوید: حدود 20 سال پیش همسرم دچار بیماری ام. اس شد متاسفانه به دلیل شرایط نامناسب زندگی و فشارهای اقتصادی که وارد شد بیماری همسرم نه تنها پیشگیری نشد بلکه وضعیت بدتر هم شد اگرچه ام.اس جز بیماری خاص محسوب می شود و بیشتر هزینه داروهای آن را دولت تامین می کند اما تامین همان هزینه اندک نیز برای من دشوار است  بطوریکه گاهی پول رفت و آمد به بیمارستان را نمی توانم تامین کنم.

وقتی “یارانه” التیام بخش زخم می شود

اهل این خانه بیش از هر کس دیگر خبرهای یارانه ها را از تلویزیون سیاه سفید خود دنبال می کنند آنها برای تامین مایحتاج زندگیشان تا ماه به پایان نرسید چشم به انتظار واریز یارانه ی ماه دیگر می شوند تا بتوانند با آن برای چند روز هم که شده گوشه ای از دردها و زخم ها خود را التیام ببخشند.

شکرگزاری در اوج نیاز

حبیب آقا در ادامه می گوید: زهرا دختر دوم خانواده برای اینکه کمک خرج من باشه بعد از مدرسه در یک آرایشگاهی کار می کند که ماهیانه مبلغی ناچیز اما کمک کننده را می گیرد که می توانیم چند روزی گوشه ای از زخم های خود را پوشش دهیم. البته من همیشه خداوند را شاکر بودم پول کم داد در عوض برکتش را زیاد کرد امیدوارم خداوند حرف های من را به حساب ناشکری ننویسد آنچه که گفته شد تنها درد دل بود چرا که شرایط من می توانست بسیار بدتر و ناگوارتر باشد در اطرافیانم خانواده هایی را سراغ دارم که سقفی برای زندگی در اختیار ندارند سیاهی شب و بی خانمانی کابوسی برای دل های دردمند آنها تبدیل شده است.

زندگی های یکسان یک محله

خدیجه خانم روی ویلچر در گوشه ای نشسته است چشم از چشم ما بر نمی دارد حرف نمی زند اما نگاه نجیبانه اون نشان می دهد که حرف های زیادی برای گفتن دارد. از حبیب آقا می پرسم مردم این منطقه در چه شرایطی زندگی می کنند؟ می گوید: اکثر مردم در این منطقه فقیر هستند به جز خانواده های اندک که در شرایطی تقریبا مناسبی هستند بیشتر خانواده ها هم در شرایط مشابه من و گاها بدتر زندگی می کنند من خانواده هایی را می شناسم که هیچ سرپرستی ندارند و تمامی اهل خانه گدایی می کنند که گاها به انواع آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد، تن فروشی، مواد فروشی هم روی می آورند.

سفره مهربانی و گمشده ای را که می شود دید

 با تعارف حبیب آقا و اسرار خدیجه خانم وارد پذیرایی 12 متری که دیوارهای آن هنوز کاه گل است می شوم سفره‌ شام پهن می‌شود نان، پنیر، سبزی، آب جوش و چند عددی خرما به همراه نان بربری تازه بر روی سفره چیده می شود خبری از انواع و اقسام خوراک‌های رنگین در سفره نیست، اعضای خانواده گرداگرد سفره نشسته‌اند،  درست است که انواع خوراکی های زنگین در این سفره نیست اما ارزشمندترین و گمشده سفره های امروز یعنی آرامش را می شود اینجا دید. این سفره بوی خدا و بوی مهربانی می دهد چیزی که  امروزه در لابه‌لای ضیافت های مجلل و خوراک‌های رنگین سفره ها گم شده است.

کارگران بی نام و نشانی که مغفول مانده اند

حبیب آقای گزارش ما تنها نیست تنها نمونه ای کوچک از یک صنف بزرگ و دردمند جامعه است، برای این جماعت فرقی نمی‌کند زیرسقف کدام آسمان، روزهای خاکستری‌شان را شب کنند و شب‌های بی‌ستاره‌شان را به امید آمدن فردا به صبح برسانند؛ آنها فقط می‌دانند که چرخ زندگی‌شان باید بچرخد و چرخش این چرخ، گاهی در کوچه پس‌کوچه‌های آشنای شهر و دیارشان است. همان جا که پا گرفتند و بزرگ شدند و گاهی در هوای دلگرفته غربت؛ پایتختی شلوغ با آدم‌هایی غریبه، خیابان‌هایی پر از دود و صدا. کارگران روزمزدی که هیچ نام و نشانی از آنها در رسانه ها، تیزرهای تبلیغاتی و یا حتی شعارهای مسئولان دیده نمی شود نامشان در بین خبرهای ریز و درشت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دیگر گم شده است و امیدی به رنگ آمیزی دنیای خاکستری وجود ندارد. حال باید منتظر ماند و دید که چه اتفاق دردناکی در بین آنها باید رخ بدهد تا مسئولان دوربین های بازدیدهایشان را به منازل آنها می برند و بدانند قشر دردمندی هم در این جامعه هستند و این حق را دارند شب وقتی سر بر بالش می گذارند فکر نان فردای خود نباشند.


منبع: شفقنا

[ad_2]

لینک منبع

موج بازی باج‌افزارها!

[ad_1]


به گزارش آی سبک، باج افزارها، گونه ای از بدافزارها هستند که دسترسی به فایل های کامپیوتر قربانی را با رمزکردن غیر ممکن می سازد.سرعت رشد و توزیع باج افزارها که بصورت پیاپی به جهت شناسایی نشدن توسط آنتی ویروس ها خود را آپدیت می کنند به شدت در حال افزایش و رشد چشمگیریست و در نتیجه مقابله با آنها اگر نگوییم غیر ممکن ولی بشدت مشکل و سخت است.

روند باج‌افزار Sorebrect به گونه‌ای است که کد مخرب را در یک فرآیند قانونی سیستم مانند svchost.exe بر روی سیستم مورد هدف تزریق کرده و برای فرار از تشخیص داده شدن و شناسایی نشدن به ‌صورت خودکار خود را نابود می‌کند.


گسترش باج افزار Sorebrect با قابلیت تزریق کد در سراسرجهان

در مورد این موضوع که هکرها با گذشت زمان ماهرانه‌تر عمل می‌کنند و با هوشمند شدن اشیاء روند حمله آنها هم هوشمندانه‌تر می‌شود، شکی نداریم. آنها حمله‌های جدید خود را با روش‌های مخفیانه انجام می‌دهند و کدهای خود را با شیوه‌های موذیانه وارد سیستم می‌کنند.

مسلما مجرمان دست روی دست نمی‌گذارند تا کارشناسان امنیتی بتوانند راه‌های مقابله با آنها را منتشر کنند. اینطور که به نظر می‌رسد مجرمان در حال تغییر روش‌های سنتی حمله هستند تا تشخیص دادن آنها به این سادگی‌ها نباشد.

اما محققان امنیتی به تازگی یک باج‌افزار fileless جدید را کشف کرده‌اند که آن را “Sorebrect ” نامیده‌اند. روند عملکرد این باج افزار به گونه‌ای است که کد مخرب را در یک فرآیند قانونی سیستم مانند svchost.exe بر روی سیستم مورد هدف تزریق کرده و برای فرار از تشخیص داده شدن و شناسایی نشدن به ‌صورت خودکار خود را نابود می‌کند.

برخلاف بیشتر باج‌افزارها، Sorebrect به گونه‌ای طراحی شده است تا سرور سازمان‌ها و نود شبکه‌ها را مورد هدف قرار بدهد. پس از آلوده شدن سیستم، کد تزریق شده در سیستم شروع به رمزنگاری فایل بر روی سیستم محلی و سیستم‌های متصل به آن در شبکه می‌کند.

این باج‌افزار fileless ابتدا اعتبار‌نامه‌‌های مدیریتی را با روشی خشونت آمیز به خطر می‌اندازد و سپس از ابزار command-line مایکروسافت با نام ” Sysinternals PsExec” برای رمزنگاری فایل ها استفاده می‌کند.

کمپانی Trend Micro برای استفاده از PsExec می‌گوید: به ‌جای آنکه مجرمان یک login session را آماده و از آن استفاده کنند، یا اینکه به ‌صورت دستی بدافزار مورد نظر را مانند RDPها به سیستم مورد هدف انتقال دهند، آنها با به کار گیری این ابزاردستورات را از راه دور اجرا و عملی می‌کنند.


رمزنگاری فایل های به اشتراک گذاشته‌شده در یک شبکه توسط Sorebrect

باج‌ افزار Sorebrect زیرکانه عمل می‌کند. این گونه از بدافزارها تمامی شبکه‌‌های داخلی را جستجو می‌کند تا دیگر کامپیوترهای متصل را که دارای فایل‌های به اشتراک گذاشته هستند پیدا کند و این فایل‌ها را نیز قفل ‌کند.

محققان می‌گویند: “اگر فولدر به اشتراک گذاشته ‌شده گزینه دسترسی به‌ صورت خواندن و نوشتن را برای همه افراد فعال کرده باشد، این فایل‌ ها نیز رمزگذاری خواهند شد”.

اما این باج افزار در مرحله نهایی تمامی logها را بر روی سیستم آلوده‌ شده توسط wevtutil.exe و shodow copy ها با استفاده از vssadmin پاک می‌کند. این logها می‌توانند شواهد قانونی مانند اجرا شدن یک فایل بر روی سیستم و زمان اجرای آن‌ها را در اختیار قرار دهند که این باج‌افزار با پاک کردن این logها به ‌سختی تشخیص داده می‌شود و به گونه‌ای ردی از خود باقی نمی گذارد.

علاوه براین Sorebrect از پروتکل شبکه Tor استفاده می‌کند تا ارتباطات خود را با سرور C&C خود به‌ صورت مخفیانه انجام دهد که این کارش مشابه روش استفاده شده در دیگر بدافزارها است.


گسترش Sorebrect در سراسر جهان

این باج افزار به طور کلی با هدف سیستم‌ های متعلق به صنایع مختلف ازجمله تولیدکننده‌ ها، فن‌آوری و ارتباطات طراحی شده است. بر طبق گفته شرکت Trend Micro، باج افزار Sorebrect در ابتدا کشورهایی در خاورمیانه مانند کویت و لبنان را مورد هدف قرار داده بود اما از ماه گذشته، این تهدید شروع به آلوده کردن سیستم‌‌ها در کانادا، چین، کرواسی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، روسیه، تایوان و ایالات‌ متحده کرده است.

طبق گفته محققان امنیتی، با توجه به سودی که این روزها باج افزارها از حمله‌های خود کسب می‌کنند، نباید تعجب کنیم که چرا باج‌افزارSorebrect راه خود را به دیگر کشورهای جهان و یا حتی به‌عنوان سرویس‌ دهنده به مجرمان سایبری دیگر نیز باز کرده است.

این اولین باری نیست که مجرمان باج‌افزارهای fileless را کشف می کنند. حدود دو ماه گذشته، محققان شرکت Talos یک حمله از نوع DNSMessenger را کشف کردند که به ‌طور کامل fileless بود و از توانایی‌های پیام‌ رسان DNS TXT استفاده می‌کرد تا سیستم‌ها را به خطر بیندازد.

همچنین در فوریه ۲۰۱۷، محققان لابراتوار کسپرسکی یک بدافزار fileless را کشف کردند که به ‌تنهایی در حافظه کامپیوترهای مورد هدف قرار می‌گرفت و بانک‌ها، شرکت‌های مخابراتی و سازمان‌های دولتی را در ۴۰ کشور مختلف هدف قرار داده بود.


رایج ترین راه های مقابله با باج افزار

بهترین راه مقابله با این باج افزارها، همانطور که در مقالات قبلی هم مکرر تکرار کردم، روش های پیشگیرانه می باشد. روش هایی از قبیل:

– تهیه نسخه پشتیبان بصورت منظم و مدون در بازه های زمانی از اطلاعات کاری و حساس

– نصب آنتی ویروس و حتما به روز رسانی آن در بازه های زمانی کوتاه

– نصب آنتی اسپای در کنار آنتی ویروس و البته به روز رسانی

– راه اندازی فایروال و پیکربندی مناسب

– رفتار صحیح در محیط اینترنت و عدم مراجعه به سایت های نامطمئن

– عدم کلیک بر روی لینک های نامعتبر

– عدم باز کردن پیوست های ایمیل های ناشناس

– نصب مرورگر مناسب و البته به روز رسانی مناسب

– نصب نرم افزارهای مطمئن و از سایت های معتبر و در ضمن به روز رسانی آنها

– عدم نصب رسانه های ذخیره ساز قابل حمل و نامطمئن


منبع: تبیان

[ad_2]

لینک منبع